ما هم رفتیم از اینجا!

بالاخره همه ی روزی میرن.

 اینکه کی و کجا و چگونه مهمه؟!

میخواستم ی وقتی که بیشتر حضور دارم برم بیان ولی دیدم عدم حضور بلاگفا از حضور گاه به گاه من هم بیشتر شد!(حالا هم که بعد 2 ماه اومده نوشته های 93 و 94 نیست داخلش/باریک الله!!!!!!!!)

پس من هم رفتم بیان تا بیان هم ی کفترباز داشته باشه!

هر کاری می کنم آدرس رو  بنویسم انگار فایده نداره و نمیشه!

به همین آدرس کبوتر باز(kaboutarbaz) به جای نقطه.بلاگفا ؛نقطه بلاگ(.blog) اضافه کنید!!!!!!!!

kaboutarbaz.ir/بین کبوتر باز و نقطه blog اضافه کنید!!!!!!!!!

نسل چهارم؛پرچمدار تازه انقلاب

 

 متن زیر از وبسایت آقا/خیلی خوشم اومد گفتم توی وبلاگ هم کار کنم/بسیار ساده و دوست داشتنی از نسل های انقلاب 
"درست است که می‌گویند «تن آدمی شریفست به جان آدمیت» اما برخی مواقع برخی آدم‌ها مهم‌‌تر و گرامی‌تر هم می‌شوند. آدم‌ها مهم می‌شوند چون چشم‌هایی به آن‌ها دوخته می‌شود نه بخاطر بعد که آن لحظه تمام شد؛ تو می‌مانی و خاطرات آن مواقع و قضاوتی که به‌جا می‌ماند. 

مهم می‌شوی؛ از تو چشم بر نمی‌دارند؛ چون آرزویشان هستی. معنی حیات ابدی می‌دهی. راه بی‌مرگی امتداد در فرزندان است. شاید از همین‌رو است که قرآن به دشمن و جسارت‌کننده به پیامبر(ص) می‌فرماید "هو الابتر". یعنی بدون نسل و امتداد.

زندگی ابدی

در یک سپاه، تا زمانی که پرچم برافراشته باشد سپاه زنده است. به همین دلیل است که دشمن تلاش می‌کند تا پرچمدار سپاه را بزند و فرماندهان٬ قوی‌ترین و بهترین رزمندگانشان را در سمت پرچمداری قرار می‌دهند. یک جامعه زنده نیز؛ زنده است چون پرچم ارزش‌ها بین نسل‌هایش دست به دست می‌شود.

نسل‌ها به دلیل تغییر ابزارها و شرایط و تجربیات جدید زندگی، با یکدیگر متفاوتند. این تفاوت خود عامل پیشرفت و سرعت‌گرفتن جامعه است. البته گاهی هم این تفاوت به شکاف نسلی منجر می‌شود. یعنی ارزش‌های نسل قبلی برای نسل بعدی بی‌معنا می‌شود. درست مثل انقلاب فرانسه که نسل بعد از انقلاب‌کنندگان هیچ نسبتی بین خود و ارزش‌های نسل قبلی تعریف نکردند و انقلاب فرانسه بلافاصله در همان نسل اولش پایان یافت.

چهار نسل

هر نسلی وقتی به دوره "نو+جوان"ی می‌رسد مهمتر از قبلش می‌شود. چون ماموریت پیدا می‌کند تا پرچم جامعه‌اش را در دست بگیرد. انقلاب اسلامی را نسل اولی‌ها پیروز کردند. آن‌ها نسل موسسند. حکومت اسلامی را آن‌ها بنا کردند. نسل دوم حافظ مرزهای فیزیکی بودند. جنگ تحمیلی با فداکاری و ایثار این نسل به دفاع مقدس تبدیل شد. آن‌ها نگذاشتند پرچم نسل اول حتی یک میلی‌متر جابجا شود.

نسل سوم همان دهه شصتی‌ها هستند. دهه شصتی‌ها که از نسل گذشته‌شان امنیت نظامی را به ارث برده بودند؛ در دوران  نو+جوان‌یشان، مصادف با چالش انقلاب اسلامی در محیط‌های نظری و دانشگاهی شد. نماد آن ماجرای کوی دانشگاه سال 78 بود. نتیجه تمام آن چالش‌ها مرزبندی جنبش دانشجویی با آن حوادث بود و روز 24 تیر 78. نسل سوم تجربه حفاظت از محتوای انقلاب را دارد. در این دوره است که به همت سه نسل، ادبیات انقلاب اسلامی به عنوان ادبیات مطلوب جامعه فراگیر می‌شود. استقبال‌ نسل سوم از اعتکاف‌ها، هیئات، راهیان نور و تشییع پیکر شهدا در شهرها(که این دو تای آخر میراث نسل دوم است) نمادها و نشانه‌های اتصال نسل سوم به نسل دوم انقلاب بود. پرچم به دست پرچمدارش رسیده بود. همین تجربه 78 بود که به میان‌داری همین نسل کشور از پرتگاه فتنه 88 به سلامت عبور کرد.

هفتادی‌ها

هفتادی‌ها تجربه متفاوت دیگری هم دارند. امروز دهه هفتادی‌هایی در سراسر دنیا هستند که در خاک آرمیده‌اند و محل عروجشان دمشق است و سامرا. آن‌ها را "شهدای مدافع حرم" می‌نامیم. این شهدا فقط از جوانان ملت ایران نیستند بلکه جوانانی از لبنان و عراق و افغان و ... هستند که دوش به دوش یکدیگر خارج از مرزهای جغرافیایی از ارزش‌هایمان دفاع می‌کردند.

تجربه سوم هفتادی‌ها این است که آن‌ها می‌بینند شهدای امروز انقلاب اسلامی شهدای نخبه ی علمی هستند. شهید احمدی روشن، شهید شهریاری و ...

تجربه‌های هفتادی‌ها و ابزارهای دستشان باعث شده است این نسل ویژگی‌های متمایزی پیدا کند:

1.     یکی از جنگ‌های مهم امروز این نسل، جنگ علم است.کشورها تلاش می‌کنند تا مرزهای علمی را در اختیار خود بگیرند. هر کشوری در این حوزه قوی‌تر، پیشرفته‌تر و بهتر. نسل چهارم نسل دانش‌بنیان است.

2.     هفتادی‌ها یکی از ابزارهای دستشان ابزارهای اینترنتی است. حالا با هر وسیله‌ای. چه تلفن همراه، چه رایانه خانگی و لب‌تاپ. این نسل، نسل دیجیتال است.

3.     محیط فعالیتشان دیگر مرز جغرافیایی ندارد. همانطور که در میدان نظامی، شهدای امروز ما به محیط جغرافیایی محدود نیستند؛ در محیط فرهنگی هم توانایی ارتباط‌گیری سریع و راحت را با هم‌نسلان خارج از مرز جغرافیایی دارد. اینترنت این مرز را شکسته است.

سرعت تحولات جهانی بسیار بالا رفته است. مرزهای جغرافیایی از بین رفته است. میدان‌های وسیعی در اختیار این نسل قرار گرفته است. دنیا از جنبش‌های جویای حقیقت پر شده است. بحران‌های هویتی، اقتصادی، اجتماعی از میسوری و فرگوسن و وال‌استریت در امریکا گرفته تا مصر و یمن و شرق جهان پر شده است و مردم به دنبال راه حل‌های اساسی برای عبور از بحران‌هایشان هستند. نسل چهارم، با حوادث سرنوشت‌سازی روبه‌رو خواهد شد.

ماموریت

نسل چهارم انقلاب اگر به محتوا مجهز باشد، اگر حواسش باشد می‌تواند راه‌حل انقلاب اسلامی را با ابزاری که دارد به دنیا منتقل کند. به همین دلیل باید همانطور که ابزارش بین‌المللی است؛ نگاهش و تحلیلش هم بین‌المللی باشد.

هفتادی‌ها امروز پرچم در دستشان است و آن‌ها همانند نسل سومی‌ها، ملقب هستند به افسران جنگ نرم. «افسر جوان جنگ نرم، تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست میبینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را می‌آزماید.»* چشم‌ها به او برای انجام ماموریتش دوخته شده است که "مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست."   

*بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اساتید دانشگاه مرداد 1388

کمیل خجسته

بازی با پول کارگر

بعضا شنیده میشود که حقوق بعضی که عمدتا هم کارگر کارخانجات یا بعضی از شرکت ها هستند یک یا 2 ماه یا چند ماه عقب است.و کارفرمایان محترم اینگونه میگویند که پول نداریم و...در حالی که تولیدشان به راه بوده و همچنین فروش و بازاریابی شان

جدای از مساله تولید و یا فروش جنس تولید شده؛کارگری که یک ماه زحمت میکشد و عرق میریزد که نباید تاوان عدم خرید در بازار و مسائل دیگر را بپردازد.چرا که به او فقط در حد قانون کار و یا شاید کمی بالاتر میدهند.پس در سود نهایی هر چه باشد آنچنان شریک نیستند پس چرا کارفرمایان در ضرر خود می خواهند که کارگران شریک شان باشند!

چند جمله ی زیر که در بخش سوم مفاتیح الحیات آمده ؛از وظایف کارفرمایان و آثار ظلم به کارگر می گوید:

کارفرما با محاسبه شرایط کاری و جلب رضایت کارگر دو وظیفه دارد:

تعئین مزد:رسول خدا فرمود:هرگاه خواستید کارگری را به کار گیرید مزدش را به او بگوئید

پردخت به موقع مزد:پیامبر فرمود:دستمزد کارگر را پیش از خشکیدن عرق او بپردازید

آثار ظلم به کارگر

نپرداختن تمام حقوق کارگر یا بخشی از آن یا نپرداختن به موقع آن،ظلم  به کارگر شمرده می شود و در روایات،تعبیرهای هشداردهنده  درباره آن آمده است؛مانند:

گناه بزگ است:پیامبر فرمود:ستم به کارگران در پرداختن کارمزد،از گناهان بزرگ است

موجب عدم آمرزش گناهان است:رسول خدا فرمود:خدا بخشاینده همه گناهان است.مگر گناه بدعت گذار در دین،غاصب مزد کارگر و آن که آزادی را به بردگی بفروشد.

موجب استحقاق لعنت:رسول خدا فرمود:لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی باد که مزد کارگری را نپردازد.خدا در روز قیامت از او هیچ معادلی را نمی پذیرد.

موجب محرومیت از بوی بهشت:در حدیثی آمده است:هر کس به ستم مزد اجیری را نپردازد خدا اعمالش را باطل کرده،بوی بهشت را بر وی حرام می کند.البته کسی که از بوی بهشت محروم باشد از خود بهشت حتما بی بهره خواهد بود

جانم علی علی،مددی یا علی علی

بعد از خدا تو هم "احدی"یا علی علی

صریحتر از این!

کلید حل مشکلات اقتصادی

در لوزان

و ژنو

و نیویورک

نیست،

در داخل کشور است

و همه باید مسئولیت‌های متفاوت خود را در تقویت تولید داخلی 

به عنوان «تنها راه علاج مشکلات اقتصادی»، انجام دهند.

پ.ن:گوش شنوایی خواهد بود؟!!!

افکار عمومی دنیا

آنچه که همیشه در باب مساله هسته ای برایم مهم بوده این که ما نمیتوانیم و نباید در مورد حقوقمون با هیچ کس مذاکره کنیم و لیکن پس معنای مذاکره چیست؟! جواب این که با توجه به فضای رسانه ای موجود در دنیا نتوانند بیشتر از این به افکار عمومی دنیا آنچه را که به ناحق در موردش حرف میزنند بقبولانند(با توجه به این که در دنیای کنونی جنگ مورد مذمت همگان است).و ما با استفاده از فرصت به دست آمده (مذاکره)با منطق حرف هایمان را بزنیم و افکار عمومی دنیا را از آنچه در موردش می گویند مطلع سازیم(طرف مقابل هم به این دلیل مذاکره می کند!!)/و البته سوالی پیش می آید و آن این که با توجه به همان رسانه ها که در دستشان است برایمان چنین موضوعی را درست کرده اند و به غلط در اذهان مردم دنیا جور دیگر نشر میدهند و بهمان مثلا انگ ضد حقوق بشر؛تروریسم و...می زنند!پس با این اوصاف در ورای همین مذاکرات هم می توانند جور دیگر آنچه را باید نشر دهند وارونه جلوه دهند و....!

بگذارید با ادامه متن در باب مساله هسته ای و بیانیه لوزان جواب را دریابیم

سوالی که پس از بیانیه لوزان برایم پیش آمد این که اگر در توافق پایانی هم آن طوری عمل شود که در توافق ژنو و بیانیه لوزان شد چه باید کرد؟(در رابطه با عبور از بعضی خطوط قرمز و موارد دوپهلو و...)/آیا جنگ می شود؟آیا افکار عمومی دنیا را علیه ما بسیج خواهند کرد ؟!و ...

برای جواب به این سوال بایستی به دید مسئولین فعلی دولتی و مذاکره کننده به مذاکرات نگاه کنیم وببینیم موفقیت در مذاکرات را به چه میدانند؟آنچه از قبل از انتخابات 92 تا به امروز دولت روحانی بر طبل آن دمیده است آن است که "ما تحریم ها را بر میداریم"یعنی گره زدن تحریم ها به مذاکرات!

و اگر به سخنان آقا در چند وقت اخیر توجه کنیم در میابیم که به خطوط قرمز مذاکرات این موضوع هم اضافه شده:برداشتن تحریم ها به صورت کامل در توافق مورد نظر(البته خطوط قرمز دیگر هم باید رعایت شود)

و باز اگر به سخنان آقا در چند سال اخیر توجه کنیم در میابیم که تنها حربه و شاید برنده ترین حربه ای که در دست دشمن است همین حربه تحریم و مسائل اقتصادی است که به واسطه آن مردم را از نظام جدا و دلسرد کند و...

لذا با توجه به آنچه گفته شد و عملکرد پس از توافق ژنو و بیانیه لوزان طرف های 5+1 به خصوص آمریکا ؛تحریم ها علاوه برآن که کم نشدند بلکه زیاد تر هم شدند!(البته نه به شدت قبل)/واینکه هر روز حرف و تفسیر تازه ای از تحریم ها ارائه میدادند.و به قول حضرت آقا بر فرض مساله هسته ای همانجور که آنها میخواهند حل شود !آیا دست از دشمنی و تحریم بر میدارند؟!خیر

و از مواردی که میتوان از هم اکنون روی آن مانور داد و عدم رعایت این خط قرمز را از جانب طرف های آمریکایی متوجه شد:

1-نامه 47 سناتور آمریکایی به مقامات ایرانی در خصوص تعهد آمریکا به توافق تا زمان رئیس جمهور فعلی!

2-منوط کردن توافق نهایی به رای کنگره(یعنی بعد توافق آمریکایی ها باید برن کشورشون و رای بگیرند که توافق کنند متن پیش رو را یا نه!!!!)

و...

و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!

 

و این روز ها یمن...

این قدر پشت سر سوختگان حرف مزن
من اگر ها کنم از آینه هو می‌ریزد

هر طرف می‌نگری داغ اویس قرن است
خون طفلان یمن از همه سو می‌ریزد

 

 

 

اوج توان؛حماقت؛و بی برنامگی یک دولت

خبر یک اس ام اس بود!

از امروز نام صندوق مهر امام رضا (ع) به صندوق کارآفرینی امید تغییر کرد...

...و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

و فقط کلاه قرمزی دیدن اندکی از درد هایمان را شاید بکاهد!!!!!!!

پرونده "م-ب"!

...!!!

گفت: خبر داغ چی داری؟!
گفتم: با خبر شدیم که در یک پرونده تخلف کلان اقتصادی پای «ب-م» هم در میان بوده است.
گفت: «ب-م» کیست؟! در کدام پرونده دست داشته است؟!
گفتم: در پرونده «م-ب».
گفت: چرا اسمشان را نمی‌گویی؟ «ب-م» کیست؟! «م-ب» چه پرونده‌ای است؟!
گفتم: چون پرونده در حال رسیدگی است، اعلام اسم متهمان خلاف قانون است ولی اگر قول می‌دهی که به کسی نگویی، برایت بگویم.
گفت: قول می‌دهم!... بگو!
گفتم: یادت باشد که قول داده‌ای‌ها... گوشِت را بیار جلو... «ب-م» بانک مرکزی است که سخنگوی قوه قضائیه می‌گوید در پیگیری پرونده «م-ب» یعنی «معوقات بانکی» که نزدیک صدها هزار میلیارد تومان است کوتاهی کرده و می‌کند.
گفت: مرد حسابی! چرا وقتی فلان آدم مستضعف از پرداخت قسط وام 3میلیون تومانی خود عاجز می‌شود، نام و نام خانوادگی و شماره شناسنامه عمه و خاله و دایی او را اعلام می‌کنند ولی ماجرای معوقات بانکی که فقط خواجه حافظ از آن بی‌خبر است را اینجوری مطرح می‌کنی؟! چرا به جای پیگیری معوقات چند صد هزار میلیارد تومانی به سراغ دو میلیون تومانی‌ها می‌روند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! یارو می‌گفت اگر به مادر من مأموریت بدهند که هواپیمای مفقود شده مالزی را پیدا کند، اولین کارش این است که به من می‌گوید؛ پاشو ببینم زیر تو نیست؟!

معاون اول رئیس جمهور!

یکی از خبرهایی که چند روز پیش به تیتر یک خیلی از خبرگزاری های اینوری و اون وری !تبدیل شد حکمی بود که برای محمدرضا رحیمی از طرف دستگاه قضایی داده شد

اصولگراها میگفتن ای ول و امیدواریم این روند برای بقیه ای که به هر دلیل در محاکمشون به تاخیر افتاده همچون مهدی هاشمی هم ملاحظات برداشته بشه و اصلاح طلب ها هم این طور میگفتند که دولتی که اومده بود تا دست مافیا ها و فساد رو از کشور کوتاه کنه معاون اولش ...آره!

ولیکن نکته ای که باید در این ماجرا بیشتر به آن دقت کرد چرایی این حکم در زمان کنونی است؟

بیانیه احمدی نژاد در مورد این حکم در نوع خودش جالب بود و حرف ایشون این بود که این مسائل و احکام صادر شده مال قبل از انتصاب رحیمی به معاونت اولی بوده و ربطی به دولت او نداشته.

حال سوال اینجاست که چرا احمدی نژاد همچین کسی رو به معاونت اولی خودش گذاشته بوده و دائم در آن زمان به وی افتخار میکرد و نشان ملی به وی اهدا کرد و...

و سوال مهمتر از قوه قضائیه: چرا با وجود تذکر نمایندگانی چون احمد توکلی در اون سالها و اینکه این فرد از لحاظ اقتصادی مشکل داره و معلوم بودن خیلی از مسائل 7 سال طول میکشه تا حکم در مورد محمد رضا رحیمی صادر بشه؟/پس کف زدن برای قوه قضائیه چندان جالب به نظر نمیرسه!

و این سوال باز باقی میمونه که چه مسائل و کسانی محمدرضا رحیمی عاشق سینه چاک هاشمی در انتخابات 84 را به احمدی نژاد شناساندند؟

و چرا در زمانی که هجمه به دولت فعلی از هر سو روان است چنین حکمی داده شده است و دولت قبل را که انصافا تا 2 سال آخر خوب کار کرد را این گونه برای مردم تصویر کنند و اعتماد را تا حدی در جامعه مخدوش کنند

و...

سخن من با شما درباره اسلام است

 

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه،تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّنعلمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱

لینک کامل و انگلیسی و دسته بندی شده ی پیام آقا


حداقل کاری که به نوبه خود می توانستم در نشر پیام آقا داشته باشم...

 

جهزوا ملاجئکم – חָמוּשׁ מקלטים

به نظرم مهمترین سخن این روزها که باید به آن افتخار کرد و به بعضی گفت یاد بگیرید تا دیگر هوای پیاده روی به سرتان نزند...

پناهگاه‌های خودتان را آماده کنید

 


پ.ن:حرف بسیار زیاد دارم ولی نه وقتی و نه اون آرامشی که بتونم بنویسم /دعام کنید تا هم خدا به وقتم برکت بده و هم آرامش

 

می ترسم مذاکرات آخر ژنو!

به گزارش خبرنگار فرهنگی "خبرگزاری دانشجو" علیرضا قزوه شاعر انقلابی کشور شعر کوتاهی درباره مذاکرات هسته‌ای سروده است که در ادامه می آید:

می ترسم مذاکرات آخر ژنو
درست مثل بازی آرژانتین باشد
با آن همه دوام که آوردیم
درست در دقیقه ی آخر
ناگاه کسی مثل مسی
بیاید و کار را تمام کند
می ترسم بعد بازی
عراقچی دوباره تبلت اش را بیرون بیاورد
تا به یادگار فیلم بگیرد
و کاپیتان ظریف
کراوات جان کری را به یادگار بگیرد
و ما بی خود به خیابان بریزیم
و جشن باخت بگیریم

سخن حکیمانه حضرت آقا در دیدار با سفرا و نمایندگان ایران در خارج کشور- 93/5/22 - ؛ ایشان ضمن آن که فرمودند از ادامه مذاکرات هسته‌ای منع نمی‌کنند و آن را یک تجربه ذی‌قیمت برای همه می‌دانند، تاکید کردند «نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی‌ها مطلقا تاثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است... این کار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب (عدم ثبات) متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می‌دهند.»


 

علاج مقابله با دشمني ها

و باز هم سخنان آقا در روز گذشته(28 بهمن)كه براي چندمين بار بر نگاه به درون و تكيه به ظرفيت هاي داخل كشور تاكيد كردند و فرمودند:"علاج مقابلهى با اين دشمنى هم فقط يكچيز است و آن، تكيهى به اقتدار ملّى و به توان داخلى ملّى و مستحكم كردن هرچه بيشتر ساخت درونىِ كشور [است]. هرچه در اين زمينه ما كار بكنيم، كم است

.علاج مشكلات كشور پيمودن راه اقتصاد مقاومتى است؛ يعنى تكيه به درون. چشم را ندوزيم به دست ديگران؛ ما تواناييم، ما ثروتمنديم، هم ثروت انسانى داريم - نيروى انسانى ما در دنيا كمنظير است، اگر نگوييم بىنظير - [هم] ثروتهاى زيرزمينى؛ ثروتهاى ما فوقالعاده است. دنيا به ما احتياج دارد؛ به قدرى كه دنيا به ما احتياج دارد، ما به دنيا احتياج نداريم. امروز دنيا روى كاكُل نفت و گاز ميچرخد؛ ما در دنيا اوّلْكشوريم در همهى فهرست بلندِ كشورهاى دنيا."


حرف هاي نه چندان مهم!

اين روزها بيش از آنكه نگران توافق ژنو و اينكه چه خواهد شد باشم بيشتر نگران كارهاي دولت در داخل كشور هستم و مانده ام در تحير كار مجلس كه چگونه به دولت قبلي با كارنامه اي حداقل درخشان اجازه فاز دوم هدفمندي را نداد ولي به دولت فعلي با دسته گل سبد كالا اجازه داد تا از اول سال هر وقت كه بخواهد فاز دوم را اجرايي كند.

و در عجبم كه چرا بر فرض عدم توان در جلوگيري از دادن سبد كالاي اين مرحله از دادن سبد دوم جلوگيري نميخواهند بكنند(نقطه سر خط!!!)

نگران توافق ژنو و اينكه چه خواهد شد نيستم كه تكليف روشن است و بايد در اين فرصت دشمني دشمن را به بعضي فهماند!

ولي براي كارهاي داخل كشور دولت كار بسيار سخت است چرا كه كارهايي دارد ميشود تا مردم نسبت به يكديگر تحليل هاي غلط و غير اخلاقي پيدا كنند!(نمونه اش سبد كالا كه اكثرا احتياج ندارند ولي به دنبالش و همه هم از سرزنش مردم يعني خودشان!! ميگويند!)

و بگذريم از اينكه حمله به فرهنگمان تا آنجا پيش رفته است كه حتي دارند عاشورا را تحريف مي كنند تا ديگر روضه هايمان هم بشود تصويري كه آنان ساخته اند!!(از فيلم رستاخيز بدانيد كه حتي صدا و سيما هم نتوانست بر اين همه تحريف چشم بپوشد)

يك معرفي(البته ميدونيد!كشف جديمه!)

وبسايت مبارز كليپ رو قبلا معرفي كرده بودم.اما كشف جديدم راجع به وبسايت روشنگري هست كه تعداد كليپ هاش گسترده تره و هم بهتر از خيلي جاها قابل دانلود.(مثلا دكتر سلام از روشنگري بهتر و سريعتر قابل دانلود هست تا خود خبرگزاري دانشجو)

سخنان آقا به صورت مرتب در تفصيل صحبتي كه بالا قرار دادم را در ادامه مطلب قرار دادم حتما بخونيد

برايم بسيار دعا كنيد 

اين جمله آقا را يادمون نره كه فرمودند "همه مردم مذاكرات را زير نظر داشته باشند"...اين دوره رو فراموش نكنيم و حداقل سعي كنيم اين چيزايي كه نوشته ميشه و كليپ هايي كه بسيار زحمت كشيده ميشه رو دانلود كنيم و در مسجد، پايگاه و ميان دوستان و مردم پخش كنيم و نشر بدهيم تا همه واقعيات و حقايق را دريابند

ادامه نوشته

فرياد اقتدار ملي

هر چه با هم اختلاف داشته باشيم

و هر چه هم كه مشكلات داشته باشيم

و هزاران مساله ديگر...

ولي يك چيز را خوب مي دانيم

كه نبايد زير حرف زور برويم

و اين قضيه برايمان ثابت شده بود و هست انشاالله

و از شكي هم كه در دل ها پديد آمده بود نسبت به بعضي مسائل هم چند ماهي مي گذرد

و همه فهميدند كه از دشمن جز دشمني نبايد انتظار داشت

و همه مي آئيم تا اين عزت و شرفي كه به مدد خون ها و خون دل خوردن هاي بسيار پديد آمده را حفظ كنيم

انشاالله

"جمهوري اسلامي متكي به ايمان و محبت و اراده مردم است/انشاالله در 22 بهمن خواهيد ديد كه ملت ايران مي آيند و استحكام و اقتدار ملي خود را فرياد مي زنند."امام خامنه اي


بارالها جرات ما را سر و سامان بده

انقلابا مشق هشياري به فرزندان بده

قهرمانا در دل ميدان بمان جولان بده

رهبرا من مصطفاي ديگرم فرمان بده




زير و روي يك سبد!

از همان زمان(يعني 3 ماه پيش در گزارش 100 روزه رئيس جمهور كه قرار بود مشكلات 100 روزه حل شود!!) كه خبر را شنيدم دائم با خودم مي گفتم كه مگر مردم ما بعد از اين همه سال لنگ مثلا 10 كيلو برنج و چند مرغ و تخم مرغ هستد؟خانواده خود و اطرافيانم رو كه نگاه مي كردم ميديدم شايد درآمدشان متوسط ماهيانه 600 تا 700 هزار تومان است ولي هميشه بهترين غذا ها آن هم با برنج شمال را مي خورند

به راستي سر اين تصميم گيري چه بوده؟

هنوز فراموش نکرده‌ایم شعارهای مهم ایام انتخابات را ، یکی هم این بود که نمی‌شود کشور را به شیوه کمیته امداد اداره کرد و گداپروری در شأن این مردم نیست! ااکنون باید پرسید روشی که در پیش گرفته‌اید، حافظ کرامت مردم است!؟

ميگفتند يارانه داره به كشور زور مياره اونوقت سبد كالا ميدن!!!!!!!!

زماني مي گفتند كه احمدي نژاد در پرداخت يارانه ها حق توليد را نداده و...

و آيا اين است حق توليد را دادن؟؟!

در زمانه فعلي كه صدها شركت دارند آنچه در سبد كالا هست را توليد مي كنند و به مردم مي رسانند از طريق ميليونها پخش كننده و خرده فروش؛آيا رواست كه همچون سالهاي جنگ بيائيم همان روش را تكرار كنيم و به اين شركت ها در مقطعي ضربه بزنيم؟

آيا دادن برنج هندي و مرغ تركيه اي كمك به توليد است؟

و البته معلوم نيست چه كسي يا كساني از واردات برنج هندي و مرغ تركيه اي سودها برده اند؟

و وزير صنعت و معدن علت توزیع برنج خارجی‌ به جای برنج ايراني ر ا«عدم وجود بسته‌بندی ده کیلویی ایرانی» گفته است كه  آه از نهاد هر دلسوز و برنامه‌ریزی برمي آورد و عمق تحلیل ایشان را نشان مي دهد

و حال بر فرض درست بودن كار-كه درست نيست- آيا عادلانه است كه فرقي بين خانواده 2 نفره و چند نفره قائل نشده اند و به هر دو يك سبد –مثلا با ارزش 80 هزار تومان مي دهند؟

تمام زوايا نشان دهنده آن است كه براي اين طرح هيچ كار كارشناسي نشده است

از ابتدا كه آن را براي همه مردم هديه اي از جانب دولت اعلام كردند

تا سامانه هايي كه اعلام مي كنند شماره ملي خود را پيامك كنيد تا ببينيد بهتان تعلق مي گيرد و اشتباه بودن شماره پيامك_كه البته رفته بود پول مردم در جيب دولت!!-

تا آب رفتن اقشاري كه به آنها تعلق مي گيرد پس از آين همه گفتن در 3 ماه

تا آب رفتن مقدار سبد كالايي و...

تا ناديده گرفتن 21 ميليون روستايي در اين طرح كه احتمالا غني تر از يك كارمند شهري با حقوقي ...

تا اعلام آنكه آنان كه كمتر از 500 هزار تومان مي گيرند و

بگذريم

پوپوليست هم تعريف دارد كه ما بلد نيستيم!

و همه ي اينها ما را به اين چند فرضيه مي رساند كه يا

عدم ارتباط و اطلاع بدنه دولت از متن جامعه را نشان مي دهد

تصمیم‌گیری توسط کسانی است که از شدت ثروت و دارایی نمی‌دانند درد مردم چیست!

اين افراد فعلي هیچ تجربه‌ای در امور اجرایی ندارند

يا عده اي مغرض كه دوست دارند با اين كارها به نوعي شرايط كشور را بحراني نشان داده و رسانه اي بشوند جهت مخابره تصاويري خوشحال كننده براي غرب به غرب و كساني كه ما را تحريم كرده اند و...

 قضاوت با خودتان

اما بدانند و بدانيم كه بر فرض حتي اگر روزي به واقع صف هايي تشكيل شود جهت اين سبدها؛بايد به ياد بياورد دشمن شكست دوباره خود از همين مردم در جنگ 8 ساله را-آن زمان ها هم همين مردم در صف هايي طويل تر مي ايستادند ولي هرگز عزت خود را نفرختند و جانانه دفاع كردند...

سخنان مشاور ارشد رئیس جمهور- همان که در توهینی آشکار نیمی از مردم را قانون‌شکن خوانده بود- در ایام انتخابات که گفته بود:‌ «وقت آن رسیده که یک «بجای خود» بدهیم تا آنها که کاربلد نیستند به خانه‌هایشان برگردند و کارها به دست اهلش برگردد»! اکنون باید پرسید این روش کاربلدهاست!؟ 

گفتمان بسازيد رئيس جمهور مجبور مي شود اجرايش كند...

گفتمان و مفهومش را پيشتر در انتخابات امسال و بيشتر از سعيد جليلي شنيدند اكثر مردم.كلماتي چون گفتمان و ساختار و.. ./هر چند بارها تكرار شد لكن به دليل آنكه ديگران حرف هايشان سمت و سويي ديگر و غالبا در سطح توقعات معمول مردم بود آن طور كه بايد براي همه روشن نشد كه يعني چه؟!تا جايي كه بعضي به طعنه حرف هاي جليلي را به گفتار و ساختار گفتار خلاصه مي كردند!

لذا با توجه به اولين سفر استاني روحاني و به به و چه چه كردن عده اي كه تا ديروز اين كارها را عوامفريبي و سطحي ميدانستند به نظرم رسيد اين سخنراني از سعيد جليلي در 8 سال قبل را يك بار ديگه مرور كنيم تا به بركت آنچه انجام داده ايم و قرار است انجام بدهيم بيشتر پي ببريم.

و به قول وبلاگ دست نوشته هاي يك دانشجو:و این یعنی مهم نیست امروز چه کسی رییس جمهور است، مهم این است که گفتمانی از خدمت به مردم طی سالهای گذشته ساخته شده و امروز توسط جدی ترین منتقدان ما ادامه دارد!

اين سخنراني چندين ماه مانده به انتخابات دوره نهم رياست جمهوري (پائيز سال 83)در دفتر جنبش عدالت خواه دانشجويي ايراد شده است.

گفتمان بسازيد رئيس جمهور مجبور مي شود اجرايش كند

و البته خدا كند كه اين سفرهاي استاني را قرباني سياست بازي ها نكنند و بهتر از قبل ادامه دهند چرا كه حداقل آن اميد است به مردم از اين كه درد مردم و آنچه مي گويند ديده و شنيده مي شود...

دوم:ولادت رسول الله رحمة للعالمين و امام صادق (ع) بر همه مبارك.

هفته اي كه گذشت از 12 تا 17 ربيع الاول هفته وحدت بود.با توجه به هجمه اي كه دشمنان وحدت شيعه و سني همه ساله و خصوصا در اين ايام با تحريك دست نشاندگان خود انجام ميدهند تا اين وحدت را خدشه دار كنند و احساسات ديني و مذهبي هر يك را عليه ديگري به كار گيرند لذا كارها بايد انجام داد تا اين حربه هاي دشمن موثر واقع نشود.

و متاسفانه بعضي كارها به دست خودمون داره اتفاق مي افته.از جلسات بدي كه براي 9 ربيع گرفته ميشه و حرف هايي كه زده ميشه تا...

و چندي است كه شبكه هاي ماهواره اي كه به نام شيعه و با اسم هاي خوب هم فعاليت مي كنند و البته از انگليس و آمريكا پول مي گيرند تلاش شبانه روزي خود را مي كنند تا وحدت شيعه و سني را خدشه دار كنند و جامعه مسلمين را به جان هم بياندازند.

اعترافات ریگی را همه خوانده اید. اینکه جهت تحریک نیروهایش برای بریدن سر شیعیان فیلم این مراسمات و سخنرانی های بعضی از مجالس و بعضی از ازاین آقایان را می گذاشت تا آنها را تحریک کند.

لذا مستندي از اين كارهايشان به همت وب سايت مبارز كليپ تهيه شده است كه بسيار عالي است و چه خوب است در اين ايام در مراسمات ولادت رسول الله و هفته وحدت پخش شود جهت روشني اذهان و بصيرت افزايي

مستند كمي در اعماق حقيقت

و مستندي درباره جريان افراطي "شيرازي ها" و "ياسر الحبيب"

 به نام دوستان به کام دشمنان..

بررسی مفصل جریانات و اشخاص ضد وحدت و شبکه های ماهواره ای آنان

توهین های پی در پی به حضرت آقا ، آیت الله بهجت ، شهید مطهری و..

بررسی مواضع یاسرالحبیب، الله یاری، سید صادق شیرازی

 

به راستی چه کسانی از تفرقه بین ملت مسلمان سود می برند؟

چه می شود که اهداف این آقایان با صهیونیسم جهانی و انگلیس یکی می شود؟..


در اين باره بخوانيد:

حاج منصور ارضي:برخي معناي برائت را نمي دانند


پ.ن1:هر دم از اين باغ بري مي رسد!آمريكا متن توافق ايران و 5+1 را كه محرمانه بود منتشر كرد

آمريكايي ها متن را در اختيار سنا قرار دادند ولي مجلس ايران هنوز از اين متن بي اطلاع است!!!!!!!! 


پ.ن:انشاالله در صورت توفيق نائب الزياره همه دوستان در حرم آقامون علي بن موسي الرضا(ع)خواهم بود

هر كي كه حاجت روا شد/گدا اومد پادشاه شد

عاشق آقام امام رضا شد/خادم آقام شد

منم اومدم گداشم/كفتر گنبد طلاشم

ايشاالله حاجت رواشم/خادم آقاشم

خوردم آب و دونت/كه شدم ديوونه ات

آب زمزم كجا /آب سقاخونه ات

چشم به بيرون نبايد دوخت

اين سخن را با دقت بخوانيد!

"بنده توصيه ام هميشه به مسئولين محترم اين است كه براي رفع مشكلات كشور به نيروي دروني اين كشور توجه كنند؛چشم به بيرون نبايد دوخت؛البته مسائل بيرون را بايد حل كرد،در اين شكي نيست؛يك ملت فعال،يك دولت فعال،يك حكومت فعال،در همه زمينه ها فعال است؛در مسائل بين المللي،در مسائل منطقه اي در مسائل ديپلماسي اين فعاليت ها لازم است؛منتها اميد ما بايستي به پشتيباني و كمك الهي و به نيوري داخلي ملت و كشور باشد<اين است كه كشور را بيمه مي كند.

امروز مقابله ي با دشمني هاي دشمن و رفع همه اين گرفتاري ها با ايستادگي ملت با تكيه بر توانايي هاي دروني كشور با اعتما به خدايي كه دلها را اينجور آماده كرده است و به اين جهت هدايت كرده است ممكن است"

از سخنان آقا در جمع مردم قم 19 دي ماه

در سخنراني هاي اخير حضرت آقا به خصوص بعد انتخابات بارها ايشان بر حل مشكلات كشور با نگاه به درون تكيه كرده اندو از چشم به بيرون داشتن پرهيز داده اند همه را به خصوص مسئولين.ايشان در اكثر اين توصيه ها به شبهه اي كه ممكن بوده است در ذهن ها به وجود بيايد نيز پاسخ گفته اند و آن مساله ديپلماسي است.و به اين نكته تاكيد كرده اند كه اين كارها بايستي با تدبير انجام شود و لازمه كار هر كشور و دولتي است لذا آن پيشرفتي ارزشمند است كه متكي باشد به قدرت دروني يك ملت

در ادامه مطلب توصيه هاي ايشان در اين باب را از تاريخ 30 مرداد ماه امسال در ديدار با مسئولين نظام تا آخرين سخنراني ايشان در جمع مردم قم را قرار داده ام


پ.ن:به دلايلي دو هفته اي نبودم-انشاالله خيره!-و البته شرمنده!!

ماه ربيع الاول و اين روزها يعني سالروز آغاز ولايت امام زمان بر همه مبارك باشه و انشاالله كه يار واقهي حضرت باشيم

به نظرم در اين 2 هفته مهمترين خبري كه وجود داشت و البته كمي به آن پرداخته شد و روزي روزگاري در تقويم به تاثير گذاري اش خواهيم رسيد و خواهند رسيد چهارمين جشنواره فيلم عمار بود كه برگزار شد.

و خيلي اتفاقات ديگه هم افتاده از تكرار دوباره ي اشتباهات هميشگي دولت ها گرفته براي سرگرم كردن و اميد بيخود دادن به مردم(وام 50 ميليوني مسكن-كه بايد 108 ميليون پس داد...)تا افاضات جديد رئيس جمهور در مورد هنر و هنرمند و ...بخونيد جالبه

راه ما سخت است ، راهنما می خواهد
مسیر ما در امتداد شب است ، روشنا می خواهد
در میدانِ جنگ و جبهه و جهادِ علم
خونهایی چون خون مصطفای شهید می خواهد

ادامه نوشته

گناه نابخشودني

اين گناه بزرگ قابل اغماض نيست...

اربعين به ما آموخت

و حسين (ع) و واقعه ي عاشورايش را هيچ گاه فراموش نخواهيم كرد.

كه حسيني بودن

                  نه فقط بر سر و سينه زدن

                                              كه حسيني انديشيدن

                                                                         حسيني زندگي كردن

                                                                                                    و حسيني مردن است



گفته اند كه فقط به دعوت است

و طبق معمول من بي سر و پا جا مانده ام...

...


بخوانيد:آقاي روحاني پاسپورت مردم پيش كش؛كاري كنيد به خودتان بي احترامي نكنند

اينجا ايران است!

گاهي به اين فكر ميكنم كه اي كاش جدل و بحث ها بين خودمون باشه تا ي سري روزنامه ها كمتر خودشون رو نشون بدن!و مردم رو در شك بيندازند كه اينجا ايران است يا...

نمونش امروز ؛كه ي نگاه به روزنامه ها باعث ميشد شك كنيم در ايران هستيم يا جاي ديگه.

بيشتر روزنامه هاي اصلاح طلب اين دو مورد رو تيتر هاي اصلي خودشون كردند

هاشمي:كري به ظريف گفته جبران ميكنم/و همچنين از سخنان هاشمي در كرمان

اوباما تحريم هاي جديد عليه ايران را وتو مي كند

نگاهي به متن بعضي از نوشته ها انداختم ديدم كه اكثرا شبيه به هم بوده و اكثرا هم طوري حرف زده بودند كه انگار آمريكا حق دارد ايران را تحريم كند و از اين گفته بودند كه مذاكرات هيچ عيب و ايرادي نداشته و ندارد و آمريكا دارد تمام نلاش خود را براي به نتيجه رسيدن مذاكرات انجام مي دهد!!!!!!

از طرفي خوشحالي ميكنند كه اين مذاكرات بهترين بود و...و خيلي به نفعمون شد -و بر فرض كه اينگونه باشد- از طرف ديگر به جاي گفتن حقيقت در ادامه كار -كه آمريكا در پي ادامه تحريم ها است- به حاتم بخشي و منت گذاري اوباما در وتوي تحريم ها مي پردازند!!!

واقعا چه نيازي هست كه هاشمي حرف كري به ظريف رو تكرار كنه و اين موضوع رو براي چندمين بار تكرار كنه كه مذاكرات عالي بوده و ما هيچ امتيازي نداديم؟!مطلب زير به نقل از هاشمي رو بخونيد كه پر از تناقضات است!

تيم مذاكره كننده ما هيچ امتيازي نداد، اما باز كردن اين حرف اكنون زود است و به صلاح نيست، البته آن ها هم در مقابل امتياز بزرگي به ما ندادند و آنچه در اين مذاكرات جدي بود، روند حل مشكلات از طريق گفت وگو است.

يعني نه امتيازي داديم و نه گرفتيم و باز كردن حرف ها زود است!جالبه كه قبل از مذاكرات مي گفتند محرمانه است و بعدش كلي خوشحالي كردند و حالا دوباره ميگن محرمانه است!

هاشمي سخنان ديگري را نيز در كرمان بيان كرده است كه در ادامه مطلب بخوانيد

واقعا زشته كه هاشمي زماني مردم و به خصوص روستائيان رو گدا پرور و قابلمه به دست معرفي ميكرد و حالا ميگه روستائيان و مردم درست انتخاب كردند و ما را به ميدان آوردند!

اگر اينها بودن كه انتخابات درسته و مردم آنها را به صحنه آورده اند و گر نه ...تقلب شده و همان مردم و روستائيان مي شوند گداپرور!

حرف زياد است اما...

و اي كاش كمي هم حقيقت را مي گفتند.و اي كاش هاشمي مي فهميد كه ديگر حتي در اروپا هم برايش تره اي خرد نميكنند؛بي احترامي رئيس هيئت پارلماني اروپا به هاشمي

و اي كاش فردا كمي هم به اين سخنان جديد اوباما براي چندمين بار بپردازند/اوباما و مذاكرات هسته اي ژنو


ما منتظر صبح شب يلدائيم

آماده براي فرج مولائيم

فردا كه عزيز فاطمه مي آيد

با خامنه اي به كربلا مي آئيم...

انشاالله

يلداتون عاشورايي

پاي دل

خدايا پاي دلي عطا كن كه حسيني بمانيم...

بسي پادشاهي كنم در گدايي...

بسي پادشاهي كنم در گدايي

چو باشم گداي گدايان زهرا

اين روز ها كه تلويزيون بعضي ساعت ها كربلا و پياده روي ي عده عاشق رو نشون ميده ...

دارم به بي لياقتي خودم بيشتر پي ميبرم/به قول سيد جواد بايد به نوكري خودم شك كنم ارباب

يك گوشه مي رويم و فقط گريه مي كنيم

حالا كه كربلاي تو روزي ما نشد...


پ.ن:نميدونم كي و چه موقع بعضي كه مثلا خوب مي فهمند به اشتباه فهميدن خود اعتراف خواهند كرد.بعضي كه هنوز بعد اين همه تحريم دوباره و چند باره و بي ادبي!فقط از خارج شدن مسير مذاكرات و نمردن اون ميگن./همين

دشمن و اعتماد!

تجربه نشان داده است هر ملت و دولتي كه به آمريكا اعتماد كند،ضربه خواهد خورد،حتي اگر از دوستان آمريكا باشد...امام خامنه اي

ما منتظر بوديم اما نه اينقدر زود...!!!بخونيد و بخوانيد/باید به این حقیقت برسیم که؛روی دیوار هیچ مستکبری نمی‌توان یادگاری نوشت؛ ...اگر چرخ سانتریفیوژها نچرخد هیچ چرخ دیگری در حوزه عزت و استقلال و اقتدار و امنیت و پیشرفت ملی نخواهد چرخید.


پ.ن:چند روز پيش از رفقا شنيدم نامه ي زيباكلام به آيت الله مكارم براي چرايي حرام دانستن فيسبوك و...

پاسخ آيت الله مكارم به سوال فيسبوكي زيباكلام

... مسافران اربعین کوله‌های‌شان را بسته‌اند تا از شهر پدری‌شان نجف به کربلای حسین علیه السلام پیاده بروند.


اقتصاد و سياست حاشيه و ذيل بر فرهنگند

در اين وانفساي سياست و اقتصاد و مذاكراتي كه انجام شد و نتايجش و قيمتها كه گاه پائين مي روند و گاه بالا!خدا را شكر كه علمدار هيچ گاه يادش نرفته و نميرود اصليترين قضيه را.يعني فرهنگ.

اين سخنراني آقا مثل همه صحبت هاشون خيلي حرف داشت به خصوص براي كساني كه مساله فرهنگ براشون خيلي مهمه.و به خصوص اين جمله كه فرمودند:"فرهنگ حاشيه و ذيل اقتصاد نيست،حاشيه و ذيل سياست نيست،اقتصاد و سياست حاشيه و ذيل بر فرهنگند"

بيانات در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي


پ.ن:براي آگاهي و اينكه چه فرمود وزير امور خارجه كه "صرفا جهت اطلاع" هم نتوانست از آن بگذرد!بخوانيد

ما که در فطرت ذاتی به خدا محتاجیم
بیشتر از همه بر کرببلا محتاجیم
به همین سینه زدن، ناله زدن، گریه و شور
 ما به این نوکریِ بزم عزا محتاجیم

بعضي ببينند...

آنچه عيان است اين است كه دشمن كارش دشمني است.و به نظرم در اين دوره 6 ماهه بايستي اين قضيه بهتر و رساتر از گذشته براي مردم به نمايش در آيد.البته كسي گمان نكند ما دوست داريم زير قولشان بزنند و يا تحريم ها برداشته نشود تا رو كم كني به عده اي حرفي زده باشيم.اصلا و ابدا.آنچه سعي خواهم كرد بر آن تاكيد كنم اين است كه دشمن به چه دليل مثلا فلان حرف را پذيرفته و اينكه رسوايي و دشمني دشمن از زبان خودش شنيده شود.

ببينيد

يك لحظه يادم رفت اسم من رقيه(س) است...

اين صحنه ها را پيش از اين يكبار ديدم

من هر چه ميبينم به خواب انگار ديدم

بابا خودت گفتي شبيه مادرم باش

من مثل زهرا مادرت آزار ديدم

يك لحظه يادم رفت اسم من رقيه است

سيلي كه خوردم عمه را هم تار ديدم

احساس كردم صورتم آتش گرفته

خود را ميان يك در و ديوار ديدم

مجموع درد خارها بر من اثر كرد

من زير پايم زخم يك مسمار ديدم

سوغات مكه توي گوشم بود بردند

كوفه همان را داخل بازار ديدم!

دست عدو بزرگ تر از صورت من است بابا.../يك بسته جامع ويژه شهادت حضرت رقيه


ببينيد:به جان خريدند به نان نمي فروشيم/طالبان و اصلاحات دو لبه يك قيچي هستند


روشنگري جهت يك كليپ

دو سه روز پيش يكي از رفقا در جايي كه كار ميكرديم كليپي از استاد نقويان پخش كرد و گفت ببين چطور در مورد آقا صحبت ميكنه(البته منظوري ديگه داشت!)

حدس ميزدم كه عده اي با گزينش از بين سخنان ايشان و به قصد تخريب رهبري و نيز خود ايشان اين كليپ را ساخته اند.وقتي در اينترنت سرچ كردم به توضيح خود استاد نقويان رسيدم.لذا متن كامل صحبت رو از اينجا بخونيد

...يك كليپ يك و نيم دقيقه اي از سخنراني هاي اينجانب ساخته اند و آن را از حدود سه ساعت سخنراني در فاصله بين چندين سال صحبت ، با تقطيع و مونتاژ به هم وصل كرده كه با اندكي هوشمندي مي توان به اين عمل نابخردانه پي برده و به انگيزه كساني كه ساعتها عمر عزيز را صرف چنين زحمت بيهوده اي نموده اند تاسف خورد و خنديد

...طالبان حقيقت را ارجاع مي دهم به سخنراني اينجانب در پنجم محرم گذشته در حسينيه جماران كه با صراحت عرض كردم حاضرم بيست سال از عمرم را با يك روز از عمر شريف رهبري عوض كنم، چرا كه بودن يا نبودن امثال بنده دردي را از جامعه دوا نخواهد كرد اما به رهبري كه ستون خيمه نظام است اگر خدشه اي وارد شود به هستي نظام لطمات جبران ناپذيري وارد خواهد شد كه متن آن عرايض در سايتهاي متعددي موجود است.

...چه عمل صالح و كار نيكويي بود اگر دوستان، به خود زحمت مي دادند و اين دو يا سه نوار سخنراني را كه جمعا كمتر از سه ساعت وقت عزيزان را مي گرفت استماع مي فرمودند تا معلوم شود در قسمت ابتدايي كه گفته ام: «بنده براي سخنراني در بيت رهبري لب و لوچه ام آب نمي افتد» در چه موضوعي و يا چه زمينه اي و در جواب چه عزيزي و چرا اين جمله را گفته ام و در كنار آن كه عرض كرده ام :« بنده البته دست رهبر عزيز را مي بوسم ولي براي قول و قرارهايي كه بيش از شش ماه قبل وعده كرده ام بيشتر ارزش قائلم چرا كه شهادت اباعبدالله (ع) هم به خاطر بد قولي مردم كوفه بوده و حقير نمي توانم پا بر سر قولي كه از قبل وعده داده شده ، گذاشته تا در محضر رهبر معظم سخنراني كنم كه حتي خود ايشان هم اين كار را عملي ناشايست مي دانند» كه اين جملات را تماما حذف و فقط آن جمله اي كه مقصود ناشايست آقايان با آن تامين مي شد را در كليپ آورده اند كه چنين كار خبط و خطايي را با آيات شريفه قرآن نيز مي شود انجام داد.

در ضمن آن بخشي كه كلمه (آقا) چندبار در آن تكرار شده مربوط به اشخاص ديگر و در جاي ديگري بيان گرديده است كه آن را به اينجا چسبانده و منظور شيطاني خود را از آن به مخاطبين القاء نموده اند.

پ.ن:اين 2 تا مطلب رو هم حتما بخونيد.انصافا كه عاليند.خدا خير بده به سرمقاله نويساني چون محمد ايماني و حسين شريعتمداري كه زيبا روشنگري مي كنند.

داستان راستان در ايستگاه ژنو

نه كلاهك نه كلاه!

حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند

خيلي دوست داشتم به مناسبت هفته بسيج چيزي مينوشتم اما نشد.

ي متن خيلي قشنگ پيدا كردم كه خيلي از حرفاي دلم رو زده بود/انشاالله كه هميشه بسيجي باشيم

از وبلاگ آسماني ها مطلب رو ديدم.شما هم ي سر بزنيد

در دانشگاه به قول خودش روشنفکر بود. یک روز فهمید که من بسیجی هستم

جلوی جمع برگشت گفت: شنیده ام توهم چماق بدستی؟ گفتم بله چماق بدستم

 زمان دفاع مقدس که امثال تو سوراخ موش اجاره می کردند چماقمان را برداشتیم

و به شکل اسلحه در آوردیم و برای شماها سینه سپر کردیم.

 بعد از دفاع که شما ها دنبال عشق و حالتان بودید چماقمان را دست گرفتیم

 و شکل کلنگ در آوردیم و شروع به آبادانی کشور

و ساختن سد ها و جاده ها و نیروگاه ها کردیم.

وقتی زلزله بم و سیل گلستان و زلزله آذربایجان و ... آمد

و شماها در خانه های خود لم می دادید و فریاد انسان دوستی سر میدادید،

چماق هایمان را برداشتیم و به شکل برانکارد در آوردیم

و رفتیم تا مردم را از زیر آوار در بیاوریم.

زمانی که شما به فکر کوی دانشگاه و عشق بازی هایتان بودید،

چماق های مان را برداشتیم و به شکل بیل در آوردیم و رفتیم اردو های جهادی

تا به محرومان کشور کمک کنیم.

زمانی که شما ها دنبال ناموس مردم بودید و عده ای بی غیرت مثل خودتان

دنبال ناموستان بودند چماق هایمن را برداشتیم تا از ناموس شما ها دفاع کنیم.

اما شما ها چه کردید؟ مگر نمیگویید روشنفکر هستید؟ مگر نمیگوید گفتگوی تمدن ها؟

پس چرا چماقتان را برداشتید و مثل شعبان بی مخ ها کشور را به آشوب کشیدید؟

شیشه هارا شکستید، ماشین ها را آتش زدید، خیابان ها را بستید، از بیگانه دفاع کردید،

به کشور خیانت کردید، به اقتصاد ضربه زدید،

اوتوها و لباسشویی ها را در ساعت 8 شب روشن کردید تا برق بیمارستان ها قطع شود و ....

پس کو آن همه شعار های قشنگتان؟ پس کو روشنفکریتان؟

بله من چماق بدستم و به این چماق بدستی افتخار می کنم اما تو چی؟

پ,ن:هفته بسیج بر رهبر کبیر آزادگان جهان و مقام معظم رهبری و تمام دریادلان مبارک و فرخنده باد

حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند

خيلي دوست داشتم به مناسبت هفته بسيج چيزي مينوشتم اما نشد.

ي متن خيلي قشنگ پيدا كردم كه خيلي از حرفاي دلم رو زده بود/انشاالله كه هميشه بسيجي باشيم

از وبلاگ آسماني ها مطلب رو ديدم.شما هم ي سر بزنيد

در دانشگاه به قول خودش روشنفکر بود. یک روز فهمید که من بسیجی هستم

جلوی جمع برگشت گفت: شنیده ام توهم چماق بدستی؟ گفتم بله چماق بدستم

 زمان دفاع مقدس که امثال تو سوراخ موش اجاره می کردند چماقمان را برداشتیم

و به شکل اسلحه در آوردیم و برای شماها سینه سپر کردیم.

 بعد از دفاع که شما ها دنبال عشق و حالتان بودید چماقمان را دست گرفتیم

 و شکل کلنگ در آوردیم و شروع به آبادانی کشور

و ساختن سد ها و جاده ها و نیروگاه ها کردیم.

وقتی زلزله بم و سیل گلستان و زلزله آذربایجان و ... آمد

و شماها در خانه های خود لم می دادید و فریاد انسان دوستی سر میدادید،

چماق هایمان را برداشتیم و به شکل برانکارد در آوردیم

و رفتیم تا مردم را از زیر آوار در بیاوریم.

زمانی که شما به فکر کوی دانشگاه و عشق بازی هایتان بودید،

چماق های مان را برداشتیم و به شکل بیل در آوردیم و رفتیم اردو های جهادی

تا به محرومان کشور کمک کنیم.

زمانی که شما ها دنبال ناموس مردم بودید و عده ای بی غیرت مثل خودتان

دنبال ناموستان بودند چماق هایمن را برداشتیم تا از ناموس شما ها دفاع کنیم.

اما شما ها چه کردید؟ مگر نمیگویید روشنفکر هستید؟ مگر نمیگوید گفتگوی تمدن ها؟

پس چرا چماقتان را برداشتید و مثل شعبان بی مخ ها کشور را به آشوب کشیدید؟

شیشه هارا شکستید، ماشین ها را آتش زدید، خیابان ها را بستید، از بیگانه دفاع کردید،

به کشور خیانت کردید، به اقتصاد ضربه زدید،

اوتوها و لباسشویی ها را در ساعت 8 شب روشن کردید تا برق بیمارستان ها قطع شود و ....

پس کو آن همه شعار های قشنگتان؟ پس کو روشنفکریتان؟

بله من چماق بدستم و به این چماق بدستی افتخار می کنم اما تو چی؟

يادمون نره...

امروز 8 آذر سالروز شهادت مردي است كه ...

«برای ساخت صفحات سوخت، ما نیاز به تکنولوژی جدیدی داشتیم. اصلا ما چرا تقاضای سوخت کرده بودیم؟ برای اینکه بلد نبودیم بسازیم! و خب در محاسبات هسته‌ای کسی را نداشتیم و همچین محاسباتی نیز پیش از این انجام نشده بود. اما شهید شهریاری با اعتماد به نفسی که داشت، و ما هم با اعتقادی که به ایشان داشتیم، این کار را به ایشان واگذار کردیم و ایشان هم به خوبی آن را انجام دادند.
یعنی اگر در آن زمان شهید شهریاری می‌گفت که من مثلا 10 میلیارد تومان دستمزد می‌گیرم تا این کار را انجام دهم، ما مجبور بودیم که بدهیم؛ هر چه می‌گفت مجبور بودیم که بدهیم برای اینکه کس دیگری نبود که این کار را انجام دهد. تنها کسی که در مملکت می‌توانست این کار را انجام دهد، شخص شهید شهریاری بود ولاغیر. 
با این حال، ایشان حتی یک ریال هم دستمزد نگرفت. حتی وقتی من خواستم دستمزد ایشان را پرداخت کنم، ناراحت شدند و گفتند که من این کار را برای کشورم انجام دادم. من یک کلمه به شما بگویم ، اگر شهید شهریاری را در زمینه علم هسته‌ای نمره 100 بدانیم، به بهترین نفر بعدی در کشورمان در این زمینه شاید بتوان نمره 50 داد. یعنی واقعا ایشان روی قله ایستاده بود.»
 
به نقل از علی اکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران

روح توافق ژنو!

اروپا 17 شركت ايراني ديگر رو به ليست شركت هاي مورد تحريم قرار گرفته اضافه كرد/همين!!!!!!!


پ.ن:پشت پرده هاي تلخ حضور ميلاني ها در تهران/به دنبال پول بيشتر

امام خامنه اي:آن چهره‌ى مظلوم بى‌صداى سربه‌زیرِ منفعلى كه از امام سجاد درست كردند به كلى برخلاف واقع است؛ چهره‌ى حقیقى امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ى یك مبارزِ قهرمانِ خستگى‌ناپذیرِ آشتى‌ناپذیرِ پیگیرى است، كه با تدبیر تمام، با دقت كامل راه‌ها را مى‌شناسد و انتخاب مى‌كند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را مى‌پیماید، خودش خسته نمى‌شود و دشمن را خسته مى‌كند؛ و بالاخره دشمن وقتى هیچ كار دیگری نتوانست بكند، آن حضرت را مسموم كرد و این امام بزرگوار بعد از یك عمر پربركت و پرمبارزه به رضوان الهى پرواز كرد. این خلاصه‌ى زندگى امام سجاد است. (۱۳۶۵/۷/۴)